حيف، شمع ها مي سوزند که تمام شوند و خنده هاي چند نفر شب را تمام مي کنند آن وقت، تنهايي خم مي شود که تو را بغل کند به جاي من بگو دوستت دارم؛ کلماتِ تو از تو قهرمان مي سازند مي نويسم؛ گريه هاي آخر، آنقدر طول کشيد که ابرها پايين آمدند تا اين زندگي را آب نبَرد.........
+ ^.^ سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ ^.^ 11:16 ^.^ ∀ṧ@ℓ☤ ^.^

